این مطلب در روزنامه خراسان شماره: ۱۸۱۸۷ – سه شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۱ با عنوان یادداشت روز به قلم کورش شجاعی چاپ شده است

خون ریزترین و ناجوانمردترین جانی عالم را آن منافق ریاکار ظالم و پلیدی می دانم که در نهایت قساوت و جهالت شمشیر بر فرق اسوه عدالت مجسم فرود آورد و خود شد اولین به ظاهر مسلمان نماز خوان قرآن خوان اما منافق و تروریست که در خانه خدا و در محراب عبادت خون جاری کرد و شد اولین مسلمان نمایی که در اوج جهل و نفاق و نفس پرستی «امام کشی» راه انداخت و بدعت گذارد. آن شقی ترین موجود عالم چه خونی را بر محراب عبادت ریخت. ابن ملجم، خون تنها «زاده خانه خدا» را در «خانه خدا» ریخت. آن شقی، خون کسی را بر زمین ریخت که دادار عالم «علی» نامبردارش فرمود و پس از حضرت خاتم، بهترین بود، آن شقی خون ولی و حجت خدا را خون وصی پیامبر را خون «قرآن ناطق»، خون پسر عم و برادر و داماد پیغمبر را بر زمین ریخت. آن ناجوانمرد بر فرق بزرگ انسانی شمشیر زهرآگین جهل و نفاق فرود آورد که در دوران کودکی سال ها بر دامان پیامبر و نفسش ممزوج با نفس حضرت مصطفی بود و به گاه نوجوانی اولین ایمان آورنده به دین پاک محمد(ص) و در کنار خدیجه کبری اولین اقتدا کننده به رسول ا… و نمازش بود. آن نفس پرست دون مایه، محاسن بزرگ مردی را به خون خضاب کرد که تنها «کفو» و همتای فاطمه بنت رسول بود.
آن شقی ترین، در سجده فرق مبارک کسی را شکافت که امام و پدر دو امام و زینبین بود. آن شقی ترین در سحرگاه نوزدهم رمضان چهلم هجری بزرگترین «بیداد» را بر اسوه «داد» روا داشت. در آن شب که احتمال قدرش هم می رود آن شقی ترین نه تنها فرق علی بلکه فرق قرآن را شکافت. آن شب پس از آن ناجوانمردانه ترین ضربه، سری از سجده برنخاست که خدایش را نه از ترس جهنم و نه به سودای بهشت بلکه به خاطر سزاواریش به عبودیت سجده می کرد. شقی ترین موجود عالم آن شب شمشیر بر فرق بزرگ انسانی زد که همنام خدا بود و بنده خالص و مطیع حضرت حق. آن شقی در آن شب سر و جان یگانه مردی را نشانه گرفت و محراب و نمازش را به خون آغشته کرد که سال ها سپر جان جانان خود حضرت پیامبر خاتم بود. آن پلشت ترین، آن سیه روی منافق ریاکار، پیکر مطهر باورمند و آزاده مردی را به خون غلتان کرد که لحظه ای از عمرش و نه حتی نفسی از نفس هایش در شرک و کفر و بت پرستی برنیامده بود. آن بی رحم ترین، رحیم و یتیم نواز مردی را به گاه سجده و نماز ضربت زد که غریب نواز و یتیم نواز و بسی به خلق خداوند مهربان بود و آن چنان او و فاطمه اش و حسنین و زینبینش بخشنده و مهربان بودند که به فرموده خداوند بزرگ در قرآن مجید سه شب افطار خود را به یتیم و اسیر و مسکین بخشید. آن شقی ترین، جوانمرد و بخشنده انسانی را ضربت زد که باز به فرموده یگانه عالم هستی در قرآن در رکوع نماز انگشتری خود را به سائل بخشد.
آن جانی ترین، جانی را نشانه گرفت که جان پیغمبر خدا بود و به گاه یورش قاتلان برای جان ستاندن از پیامبر تنها کسی بود که به جای رسول خدا در بسترش آرمید تا جانش سپر و فدایی جان پیامبر شود. خدایا مگر علی که هم نام تو و وصی پیامبر تو و قرآن ناطق است و حجت حق؛ وصف شدنی است که بتوانیم او را به وصف درآوریم. علی که هم برادر و پسر عم و داماد و وصی پیامبر است و هم همسر فاطمه که نه تنها دختر رسول بلکه منصوره دو عالم و ناموس آفرینش است، علی که جان فدای قرآن و پیامبر و دین خداست علی که بسیار شب ها در نخلستان ها و دور از غوغای شهر و این و آن، صدها بلکه هزار رکعت نماز می گزارد و پس از آن سال ها سر در دل چاه می کرد و استخوان در گلو داشت و خار در چشم، همان علی که شمشیر از پی حق می زد و «عبدود» آن قهرمان کافر و دشمن خدا را مردانه بر زمین کوباند همان علی که فاتح خیبر و بدر و حنین در رکاب رسول خدا بود علی را وصف نتوان کرد.
و آن چنان که آن روان شاد شاعر می گفت:
علی گر چه خدا نیست
ولی از خدا نیز جدا نیست
علی را چه بنامم علی را چه بخوانم
و من اما آن شمشیر را و آن قاتل منافق بدکار ظالم را بدترین، قسی ترین و نابکارترین قاتلان عالم می دانم چرا که آن جاهل نابخرد منافق بود که «امام کشی» را از آن شب بدعت گزارد و امام اول را آن شقی ترین در محراب عبادت ضربت زد که پایه ای شد برای ادامه جنایت ها و امام کشی ها که امام حسن(ع) مظلوم نیز به زهر و تیر جهل و کین و عداوت منافقین و خائنین به شهادت رسید و سید و سالار شهیدان نیز پس از آن در کربلا آن گاه که برای اصلاح دین امت جدش و جاری کردن اسلام ناب محمدی و قرآن به پا خاست باز دنباله همان نابکاران و دنیاپرستان و شیطان زدگان بر امام حق و فرزند رسول مصطفی و علی مرتضی و خاندانش شمشیر کشیدند و چه ها که نکردند و امام کشی و ظلم بر امامان معصوم و اهل بیت عصمت و طهارت آن چنان بر فرزندان رسول خدا و ائمه معصومین ادامه دار شد تا به صاحب عصر مهدی موعود رسید و خدایش آنگاه اراده فرمود که پس از غیبت صغری در غیبت کبری بماند تا دیگر بار آفریدگار هستی بر ظهور و فرجش اراده فرماید.
و دنیا از ابتدا واز بعثت رسولان تا رسول خاتم و از شب فرقت علی جان عالم و آدم، و از کربلا تا کاظمین و مشهد و سامرا در انتظار و به امید فرج صاحب الزمان روزان و شبان می گذراند تا صبح دولت کریمه صاحب الزمان بدمد.
خدایا گویا علی(ع) را جز ذات اقدس خودت و حضرت مصطفی(ع) و فاطمه زهرا(س) و اهل بیت و رمضان و شب های قدر، کسی نشناخت و «قدرش» ندانست، ما را از سر لطف و کرم بی حدّت قدردان رمضان و علی(ع) و شب قدر قرار ده.