kourosh shojaee - کورش شجاعی مدیر مسئول روزنامه خراسان - کورش شجاعی روزنامه نگار - کورش شجاعی نویسنده - رئیس

این مطلب در روزنامه خراسان شماره:  ۱۸۰۲۲  – سه شنبه  ۱۳ دی ۱۳۹۰ با عنوان سرمقاله به قلم مدیر مسئول کورش شجاعی چاپ شده است

کورش شجاعی

لازم نیست و اصلا جایز نیست آنقدر صبر کنیم که کار از کار بگذرد و آن وقت به فکر چاره بیفتیم چرا که شاید آن وقت آنقدر دیر شده باشد که دیگر چاره ای کارساز یافت می نشود یا اگر یافت شود چندان اثربخش نباشد.

اما داستان، داستان برخی نامه های اداری و برخی اوامر شفاهی و کتبی است که گویی هر چه زمان می گذرد به جای مومنانه شدن و بی پیرایه شدن و حفظ کرامت ها در گفته و نوشته ها متأسفانه به سمت ادبیات فوق العاده دستوری و امری و بلکه ادبیات سلطانی و فرعونی پیش می رود.

صریح و روشن بی آن که کسی بخواهد نشانی اشتباهی بدهد و خواسته و ناخواسته بخواهد انگشت اشاره به سمت دیگری نشانه رود، به اصل مطلب می پردازم بنابراین بد نیست و بلکه شاید لازم باشد که روسای ادارات، سازمان و نهادها و حتی روسای قوای سه گانه هر کدام سیستم نظارتی (البته بدون تحمیل هزینه بر مردم و کشور) لااقل برای مدتی تعبیه کنند و نوع نگارش مکتوبات اداری را به صورت «رندوم» و اتفاقی از نظر نوع ادبیات به کار گرفته شده، مورد ارزیابی و توجه قرار دهند. و اما یک مصداق عینی؛ همین چند روز پیش نامه ای از یکی از قوا خطاب به روزنامه رسید که واقعا به عنوان یک روزنامه نگار در جمهوری اسلامی بر خود لرزیدم که این چگونه ادبیات و لحنی است که در نامه سربرگدار قوه …… به کار برده شده است، گویی برخی فراموش کرده اند و اصلا حواسشان نیست که دوره «می فرماییم ها» و «مقرر می فرماییم»ها و… اراده کردن های سلطانی و فرعونی دیری است در این کشور رنگ باخته و مشتری ندارد. و صد البته گوینده و نویسنده چنین ادبیاتی در ذهن و باور افراد جامعه بسی کم پایه و بی اعتبار می نماید، نه بزرگ و بلند مقدار، بر خلاف پندار برخی از این آقایان. افراد به دام این ادبیات افتاده را به دوران صدر اسلام و حکومت عدل علی ارجاع نمی دهم، بلکه این آقایان را به همین سال های امامت و ولایت پیر جماران آن سلسله جنبان انقلاب و موسس نظام جمهوری اسلامی و خلف صالحش خامنه ای عزیز توجه می دهم، که ببینند آن پیر و «جان» سفر کرده این ملت چگونه صمیمی و با صفا و در نهایت سادگی با مردم سخن می گفت و مکتوبات و فرامین حکومتی اش نیز تا چه حد برخوردار از عفت کلام و حفظ کرامت آدم ها بود حتی نامه هایش به کسانی که روزی از جمله عزیزانش بودند و به خاطر پشت کردن به مردم و افتادن در دام ضربه زنندگان به دین و میهن از چشم او و مردم افتادند. برخی از این آقایان خصوصا برخی از این آقایانی که در قوه …. قلم به دست می گیرند، و انشاء می فرمایند! لازم است که به صحیفه نور امام(ره) در مسائل گوناگون لااقل ماهی یکبار مراجعه ای داشته باشند، برخی از آقایان مسئول در ادارات و سازمان ها با مراجعه به صحیفه امام (نمی گویم با مراجعه به نامه های امام علی(ع) به فرمانداران خود از جمله مالک اشتر) نوع ادبیات، خصوصا ادبیات گفتاری خود را با مدیران و کارمندان خود با ادبیات امام و رهبری مقایسه کنند. گویی برخی هر چند کم تعداد آنچنان امر برایشان مشتبه شده که خود را ارباب، و مردم و کارکنان مجموعه خود را رعیتی کم مقدار می پندارند.

این گونه افراد تا دیر نشده باید متوجه و هوشیار بشوند که آحاد مردم، کارکنان و مخاطبان گفته ها و نامه های آنان، رعیت و بندگان آنها نیستند بلکه همگان تنها بنده خدا هستند و بس.

و هیچ کس در هیچ پست و مقام و مسئولیتی در نظام اسلامی حق ظلم و اجحاف، و زیر پا گذاشتن کرامت انسانی و عزت نفس مردم را و استفاده از ادبیات سلطانی و فرعونی را در گفته ها و نوشته هایش ندارد، همان گونه که آحاد مردم و کارکنان مجموعه های سازمانی و اداری و… باید تلاشی مضاعف برای حفظ حرمت مردم، همدیگر، همکاران و مسئولان خود داشته باشند. هنوز که کاربرد ادبیات رضاخانی و سلطانی و فرعونی تنها برای معدودی به یک شیوه و روش تبدیل شده و خودآگاه یا ناخودآگاه در دام ادبیات سلطانی و فرعونی افتاده اند تا دیر نشده می توان چاره ای اندیشید و جلوی ترویج این رفتار و کردار زشت و نامبارک و ضربه زننده به نظام اسلامی و اعتماد مردم را گرفت.

ختم کلام این که باید هزار جان شیفته را فدای خاک پای مولا علی(ع) کنیم که در عین رأفت، محبت و مدارا، تجسم عدل الهی بود و در اجرای عدالت ذره ای کوتاه نمی آمد همو که یار دیرین خود که از پایه گذاران اصلی علم صرف و نحو و از یاوران حضرتش بود و مردی شهره و خوشنام، را از منصب قضاوت عزل کرد، و در پاسخ ابو الاسود دوئلی که دلیل عزل خود را از مولا جویا شد فرمود: ای دوئلی روزی از کنار محکمه ات می گذشتم و شنیدم که هنگام برشمردن جرایم مراجعه کننده ات صدایت را از صدای او بلندتر کردی!!!

این روش و عدل مولا چه جان های قابلی را که بر خود می لرزاند.