kourosh shojaee - کورش شجاعی مدیر مسئول روزنامه خراسان - کورش شجاعی روزنامه نگار - کورش شجاعی نویسنده - گرانی

این مطلب در روزنامه خراسان شماره:  ۱۸۲۵۰  – سه شنبه  ۲ آبان ۱۳۹۱  با عنوان سرمقاله  به قلم  کورش شجاعی چاپ شده است

کورش شجاعی

طی چند ماه اخیر قیمت بسیاری از کالاها افزایش پیدا کرد، قیمت برخی کالاها نیز در فاصله های نزدیک به هم چند بار بالا رفت، شیر و انواع لبنیات از جمله اقلامی است که چند بار افزایش قیمت پیدا کرد و در برخی موارد علاوه بر افزایش قیمت ، وزن آن ها نیز کاهش پیدا کرد.

قیمت مرغ هم به خاطر آن نابه سامانی ها و بی تدبیری ها در آستانه ماه مبارک رمضان دچار افزایش نجومی شد، در همین بحبوحه قیمت نان را نیز افزایش دادند!

افزایش قیمت به دیگر کالاهای اساسی و مایحتاج عمومی مردم مثل برنج و حبوبات و قند و شکر و روغن سرایت پیدا کرد. تلاش مردم برای وفق دادن خود و مدیریت مصرف افزایش پیدا کرد، اما افزایش سرسام آور کرایه خانه دیگر چیزی نبود که مردم بتوانند آن را مدیریت کنند. خانه و مسکن آن هم از نوع اجاره ای، گوشت و مرغ و برنج و شیر و پنیر و ماست و دوغ نبود که بگوییم مردم کمتر بخورند!

مسکن طبیعی ترین و ابتدایی ترین حق هر انسانی است که برای این مورد ضروری نیز، هنوز تمهیدی چاره ساز اندیشیده نشده است.

جالب این که به جای تلاش برای کنترل التهاب بازار، قیمت خودروها نیز بدون این که کیفیت آن ها ارتقاء پیدا کرده باشد به راحتی و به طور رسمی افزایش پیدا کرد. شتاب افزایش قیمت ها با اوج گیری قیمت ارز و چند برابر شدن آن طی چند ماه، مضاعف شد و این موضوع یعنی افزایش افسارگسیخته نرخ ارز و از آن مهم تر عدم ثبات آن علاوه بر فشار اقتصادی بر مردم موجب افزایش دامنه «تورم انتظاری» از یک سو، فشار روانی بر مردم از سوی دیگر و همچنین زمینه سازی برای سودجویانی شد که به طرق مختلف از جمله دامن زدن به جو روانی و احتکار کالا بازار را پرالتهاب کنند و از این التهاب، ناجوانمردانه و حتی به قیمت فدا کردن منافع ملی سوءاستفاده کنند!

آیا قابل پیش بینی نبود؟

آن چه نگاشته شد بخشی از واقعیت های موجود جامعه است اما مسئله اصلی سوالات اساسی است که مسئولان باید شفاف و صادقانه و به موقع به آن ها پاسخ دهند ، برخی از این سوال ها عبارت اند از این که آیا از جمله مهم ترین وظایف تصمیم سازان، تصمیم گیران، قانون گذاران و مجریان این نیست که تحولات احتمالی سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی چند سال آینده و یا حداقل چند ماه آینده کشور را با استفاده از نظرات عمیق کارشناسی نخبگان هر رشته مورد ارزیابی قرار دهند و به تناسب پیش بینی های کارشناسی شده، برنامه هایی برای جلوگیری از مسائل ضربه زننده به اوضاع سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور طراحی کنند؟ و یا حداقل روش هایی کارآمد برای مهار و کنترل مسائل و مشکلات ناخواسته، پیش بینی و اجرا کنند؟

آیا واقعاً افزایش اینچنینی نرخ تورم و اوج گیری قیمت ها با توجه به شرایط بین المللی و شرایط اقتصاد جهانی و از آن مهم تر در شرایطی که هدفمندسازی یارانه ها که کاری بزرگ و لازم بود، اجرایی شده است قابل پیش بینی نبود؟ آن هم در شرایط تحریم و افزایش دشمنی دشمنان این ملت و اعمال تحریم های سخت تر!

آیا آن شیب بسیار تند اجرایی کردن هدفمندسازی یارانه ها و کنترل دستوری و صوری قیمت ها در سال اول در کنار رشد بی رویه نقدینگی و افزایش نجومی واردات در کنار کم توجهی به صنایع داخلی منطقی بود؟

آیا اوج گیری قیمت طلا و ارز و کاهش ارزش پول ملی برای قانون گذاران و مسئولان و مجریان قابل پیش بینی نبود؟

آیا واقعاً این نکته قابل پیش بینی نبود که همزمان با هدفمندسازی یارانه ها و حرکت به سمت واقعی کردن نرخ حامل های انرژی و پرداخت نکردن سهم واحدهای تولیدی از محل درآمد هدفمندسازی یارانه ها، از یک سو و واردات بی رویه از دیگر سو به شدت به صنعت و تولید کشور ضربه می زند؟

آیا واقعاً قابل پیش بینی نبود که تزریق نقدینگی و افزایش و بلکه جهش چند برابری نقدینگی آن هم در نبود حمایت لازم از تولید و صنعت داخلی و همچنین کیفیت نه چندان مناسب برخی تولیدات داخلی موجب چه میزان تورم می شود؟ و از آن مهم تر در چنین شرایطی سرمایه های سرگردان به جای تولید، جذب سفته بازی و واسطه گری و دلالی و خرید و فروش سکه و ارز می شود؟

آیا واقعاً قابل پیش بینی نبود که کار ارز به این جاها می کشد و ارزش پول ملی اینچنین کاهش می یابد و به اصطلاح کارشناسان اقتصادی پول کشور به «پول داغ» تبدیل می شود، پول داغی که سرمایه داران و سرمایه گذاران بر اساس معادلات اقتصادی و همچنین منفعت طلبی های طبیعی و غیرطبیعی به فکر تبدیل فوری آن به سرمایه و پول قوی و مستحکم هستند؟

شاید خطایی نابخشودنی!

مسئله اساسی درباره این سوال ها و سوالات بسیار دیگری که در ذهن نگارنده و لااقل بخش عمده ای از افکار عمومی جامعه مطرح است این که، اگر این مسائل برای قانون گذاران، برنامه ریزان و مسئولان قابل پیش بینی نبوده است این خود گناه و خطایی نابخشودنی است! چرا که اگر قانون گذاران و مسئولان توان پیش بینی مسائل مهم کشور را در زمینه های مختلف نداشته باشند، اساساً شایستگی هایشان برای قبول مسئولیت به صورت جدی زیر سوال است!

نکته دیگر این که یکی از بایستگی ها و هنرهای قانون گذاران و مجریان باید این باشد که در مواقع حساس و ضروری تصمیم های کارآمد و موثر و کارساز اتخاذ و اجرا کنند و مهم تر این که، چنین تصمیم های کارساز و موثری باید به هنگام و به موقع هم اتخاذ و هم اجرا شود.

نکته مهم دیگر این که در چنین شرایطی آیا قانون گذاران و مجریان تصمیم های موثر و کارساز گرفته اند و آیا به موقع به مورد اجرا گذاشته اند؟

آن چه از ظاهر فضای اقتصاد کشور و بازار پول و سرمایه فهمیده می شود حکایت از این واقعیت دارد که چنین تصمیم های کارسازی نه اتخاذ شده و نه به موقع اجرا شده است که اگر چنین می بود وعده های مکرر آقای بهمنی رئیس کل بانک مرکزی و آقای حسینی وزیر اقتصاد و حتی آقای رئیس جمهور محقق می شد و اقتصاد جامعه و بازار دچار چنین التهابی نمی شد!

شاید گناهی نابخشودنی!

اما نکته مهم تر این که اگر واقعاً قانونی و طرحی برای مهار این شرایط وجود دارد و قانون گذاران یا دانش وضع آن را ندارند یا در وضع آن قوانین اهمال می کنند و یا مجریان در طراحی و اجرای برنامه های موثر برای مهار این شرایط ،خدای ناکرده سهل انگاری می کنند برای ارتکاب این گناه نابخشودنی امروز و فردا در پیشگاه مردم، تاریخ و از همه مهم تر شهیدان و خدای شهیدان چه پاسخی دارند؟

از نکات اساسی و بسیار مهم که پشتوانه اساسی استقلال و عزت و قوام هرچه بیشتر انقلاب و نظام است، مسئله بسیار اساسی اطمینان و اعتماد مردم است که به هیچ قیمتی، هیچ قانون گذار و مجری حق ندارد کوچک ترین آسیبی به این سرمایه بی بدیل بزند.

آیا قانون گذاران و مجریان به جد مراقب این امر بسیار خطیر هستند که با حرف ها، مواضع، قوانین و کارهای خود آسیبی به اطمینان و اعتماد مردم و همراهی مردم که پشتوانه اساسی کشور و نظام و حل مشکلات است، کمترین خدشه ای وارد نکنند؟

دم هیچ وقت کم نگذاشته اند

صریح و شفاف بگویم این مردم نجیب، بزرگوار، انقلابی و مسلمان از هر قوم و طایفه و با هر مسلک و زبان و مرام در تمامی مقاطع انقلاب، شکل گیری، ثبات و تثبیت جمهوری اسلامی تمام قد ایستاده اند و سنگ تمام گذاشته اند.

آیا کسی شک دارد که مردم با پیروی از آن پیر سفرکرده و مقتدای مومن و مجاهد و مخلصشان هرچه داشتند در طبق اخلاص گذاشتند تا انقلاب شکوهمند اسلامی ایران به پیروزی برسد انقلابی که شگفتی جهانیان را در پی داشت و معادلات منطقه ای و بین المللی دلخواه ابرقدرت ها را برهم زد! انقلابی که پس از پیروزی با رای بیش از ۹۸درصدی مردم موجب شکل گیری و استقرار جمهوری اسلامی و حاکمیت بر مردم سرنوشت کشورشان شد.

آیا کسی شک دارد که انقلاب و عزت و استقلال ایران عزیز به خون بیش از دویست و چهل و سه هزار شهید مُهر شده است؟

آیا کسی شک دارد که این مردم در هر شرایطی جانانه پای انقلاب و دین و میهن و استقلال و عزت کشور خود ایستاده اند؟

نکند برخی از آقایان فراموش کرده اند که پدران و مادران بزرگوار این کهن بوم و بر حتی خون پنج فرزند خود را نثار دین و میهن و استقلال و عزت کشور خود کرده اند!

آیا این ملت به زانو درمی آید؟

و اما چه جاهل و زبون و ذلیلند دشمنان زورگوی این ملت که می پندارند، می توانند با فشارهای سیاسی و اقتصادی و به قول خودشان تحریم های فلج کننده این ملت را به زانو در آورند.

اگر قرار بود این ملت در مقابل دشمن غدار و دشمن عزت و استقلال این کشور به زانو درآید آن گاه که به خاطر تحریم در سال های دفاع مقدس حتی سیم خاردار به ایران نمی فروختند و در مقابل پیشرفته ترین سلاح های جنگی و حتی سلاح های شیمیایی را در اختیار صدام می گذاشتند، این ملت دست از انقلاب و دین و میهن و عزت خود می کشید و در مقابل دشمن به زانو درمی آمد نه حالا که به لطف خداوند علی رغم تمامی فشارهای سیاسی و تحریم های اقتصادی به یمن برخورداری از جوانان غیرتمند و هوشمند ایرانی در پیشرفته ترین دانش های جهانی از جمله نانوفناوری، بیوتکنولوژی، شبیه سازی و کلونینگ، انجام پیچیده ترین اعمال جراحی، ساخت تجهیزات صنعتی، ساخت دکل ها و سکوهای نفتی و نصب آن در اعماق دریاها، طراحی، ساخت و پرتاب ماهواره به فضا، ساخت موشک های با برد بیش از دو هزار کیلومتر که توانایی نشانه گیری قلب اهداف نظامی دشمن را در دورترین نقطه منطقه دارد و نه حالا که جنگنده صاعقه می سازد، ناوشکن جماران و زیردریایی می سازد و پیشرفتته ترین پهپاد جاسوسی آمریکا RQ170 را در اوج ناباوری جهانیان از فراز آسمان به زیر می کشد و اطلاعات آن را بازخوانی می کند!

آری این ملت در آن دوران و روزهای بسیار سخت در مقابل دشمن زانو نزد حالا که در نزد مردم آزاده جهان به الگوی استقامت و آزادیخواهی، عزت طلبی و استقلال و رشد و پیشرفت در اوج فشارهای سیاسی و تحریم های اقتصادی و الگویی برای بیداری اسلامی و خیزش های منطقه ای تبدیل شده است، به هیچ عنوان در مقابل دشمن حتی سر خم نخواهد کرد، چه رسد به این که در مقابل دشمن زانو بزند.

زورگویان، تاریخ ایران را بخوانند

زورگویان و دشمنان ، تاریخ ایران زمین را بخوانند تا به یاد آورند این ملت و این مرز و بوم دشمنی های بی حد اسکندر و تیمور و چنگیز و دیگر مغولان و ترک تازی های دیگران را و در دوران معاصر حمله پرتغالی ها را و تجاوز روس ها و انگلیسی ها و آمریکایی ها و متفقین را و سه پاره کردن کشور را و تجاوز هشت ساله صدامیان را پشت سر گذارده اند و همه آن تجاوزها به تاریخ پیوسته است و آن چه مانده است ایران و ملت سرافراز آن و پرچم پرافتخار و همیشه در اهتزاز آن است.

ایران ما امروز نیز به لطف خداوند و انفاس قدسیه حضرت صاحب الزمان (عج) و عنایت ویژه سلطان سریر ارتضا حضرت علی بن موسی الرضا(ع) و غیرت و همت مردم این شرایط سخت اقتصادی را نیز دیر یا زود از سر می گذراند و از این پیچ تاریخی نیز به سلامت عبور خواهد کرد، هرچند شرایط اقتصادی سخت تر از این که هست بشود و آن چه می ماند باز هم روسیاهی برای دشمنانی است که هر روز این ملت را به خاطر استقلال طلبی و عزت خواهی و تداوم حاکمیت بر سرنوشت خویش به سخت ترین فشارهای سیاسی و تحریم های اقتصادی، جنگ نرم، هجمه و ناتوی فرهنگی دچار کنند، باید باز به یاد دشمنان این ملت بیاوریم که این مردم خداباور، عزت طلب و غیرتمند برای حفاظت از کیان دین و میهن خود جان داده اند، جوان داده اند، خون داده اند و خواهند داد و برای چنین مردمی زندگی در شرایط سخت اقتصادی و تحمل فشارهای سیاسی و اقتصادی کار چندان دشواری نیست.

اما سخنی با قانون گذاران و مجریان

اما از دشمن که بگذریم روی سخن با قانون گذاران و برنامه ریزان و مجریان است ، اگرچه مردم همچنان به استواری دماوند پای استقلال و دین و میهن همچنان ایستاده اند، اما شمایان نیز به جد باید هرچه سریع تر حال که نتوانستید یا خدای ناکرده نخواستید آن چه در توان دارید برای پیش بینی و پیش گیری از این شرایط اقتصادی انجام دهید و حالا که کار به جایی کشیده است که نباید می کشید و به عقیده بسیاری از کارشناسان اقتصادی اصرار نورزیدن بر برخی نظرات نه چندان کارشناسی می توانست شرایط را به سمتی ببرد که مسائل اقتصادی به این جا نکشد، لااقل از این پس اولاً هر چه می توانید از توان کارشناسی نخبگان اقتصادی کشور بهره بگیرید و قوانین موثر و همچنین برنامه ها و راهکارهای کارساز و موثر طراحی و اجرایی کنید که هرچه سریع تر التهاب بازار فروکش کند یا حداقل وضعیت بازار به ثباتی نسبی برسد، ثانیاً هرچه می توانید انجام دهید که اطمینان و اعتماد مردم به قوانین و برنامه ها و مسائل اجرایی خصوصاً در حوزه های اقتصادی جلب و جذب شود، ثالثاً به شیوه مومنانه، داهیانه و مردم مدارانه بنیانگذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) و خلف صالحش خامنه ای عزیز عمل کنید و مسائل ایران عزیزمان را با صاحبان اصلی اش یعنی مردم عزیزمان با صراحت و صداقت هرچه تمام تر در میان بگذارید و پرواضح است در این میان مسائل و ناگفته هایی نیز در هر حالتی برای اعلام عمومی به خاطر جلوگیری از سوءاستفاده دشمن وجود دارد، اما معتقدیم که بسیاری از مسائل نیز وجود دارد که باید برای جلب و جذب و اطمینان و اعتماد هرچه بیشتر آحاد مردم و در پی آن همراهی و مشارکت موثر مردم برای گذر کشور از این وضعیت اقتصادی، مومنانه و صادقانه با مردم در میان گذاشته شود.

چراغ راه

چراغ راه و الگوی همه قانون گذاران و مجریان باید مشی امام عزیزمان در محرم دانستن مردم و صداقت با ملت باشد، یادمان بیاید که آن عزیز سفر کرده در مسائل گوناگون و برهه های سخت تاریخ انقلاب از جمله دفاع مقدس و واقعیت های جنگ چگونه مومنانه و صادقانه مردم را عاشقانه در صحنه های مختلف به حضوری موثر می کشاند، از هدایت های داهیانه بیست و سه ساله رهبری عزیز برای حضور موثر مردم در تمامی صحنه ها نیز شواهد بسیاری داریم، از در میان گذاشتن مشکلات کشور با مردم نیز از ایشان فراوان سراغ داریم طرح صریح مشکلاتی اساسی از جمله بیکاری و اعتیاد و تاکید ایشان بر حل مشکلات اقتصادی و معیشتی به صورت آشکار و روشن در جریان سفر اخیر شان به خراسان شمالی نمونه اخیر و گواه صادق این ادعاها ست، بنابر هر که خود را دلسوز و مشتاق تعالی و پیشرفت هرچه بیشتر این ملک و مملکت و مردم می داند باید به شیوه امام و خلف صالحش در عمل مقید باشد.

اختلاف افکنی و فرافکنی ممنوع!

نکته دیگر این که، این سال ها و خصوصاً این ماه های اخیر گویی مد و روال شده است که برخی از مسئولان و قانون گذاران به بهانه شرایط اقتصادی موجود و التهاب بازار هر یک سخنی سر می دهند و گاه به تلویح و گاه به تصریح و گاه به شوخی علیه یکدیگر موضع می گیرند و گویی برخی همچون کبک سر در برف کرده اند و نمی خواهند واقعیت ها را ببینند و آن گونه که شایسته است و بایسته است سخن بگویند و قانون بگذارند و اجرا کنند.

مگر غیر از این است که مردم با آرای خود، شمایان را بر مسند قانون گذاری و اجرا نشانده اند و تمشیت امور کشور را بر عهده شما گذاشته اند و به شمایان مسئولیت داده اند تا بهترین قوانین و همچنین شایسته ترین روش های اجرایی را برای رشد و تعالی کشور وضع و اجرا کنید؟

آیا واقعاً همه قانون گذاران و مجریان همه همت خود را صرف این امر مهم می کنند یا بخشی از وقت خود را صرف واژه سازی ها و موضع گیری های تلویحی و یا صریح علیه یکدیگر می کنند؟

ای همه قانون گذاران و مجریان به خواسته موکد و مستمر رهبری و خواسته مردم همت گمارید و به جای برخی اختلاف افکنی ها، فرافکنی ها و نامه نگاری های حاشیه ساز شماها که دستتان به هم می رسد گردهم آیید و به شکل واقعی و نه صوری و نه در پشت تریبون ها و از طریق رسانه ها بلکه در جمع صمیمی راهکارهای برون رفت از این وضعیت اقتصادی و یا لااقل کنترل التهاب بازار را به صورت کارشناسی مطرح کنید و با استفاده از ظرفیت های فراوان نخبگانی و کارشناسی کشور این امور را به سامان برسانید.

مردم می گویند قانون گذاری و اجرای آن که در اختیار خودتان است نظرهای کارشناسی را نیز به راحتی می توانید با هم در میان بگذارید و ولی کنید پس چرا گاه هریک از شما ساز خود را می زند؟! می نویسم و باز هم می نویسم که بدانید مردم هوشیارند و ناظر گفتار و رفتار همه شما، تاریخ نیز قوانین و کارهای اجرایی شما را به داوری خواهد نشست.

بدانید که شهیدان و خدای شهیدان نیز هر کدام از شما و ما را به اقتضای توان و مسئولیتی که بر دوش داریم مورد سوال قرار خواهند داد پس آقایان قانون گذار و آقایان مجریان فرصت باقی مانده را قدر بدانید تا شرمنده و سرافکنده در نزد مردم و تاریخ و از همه مهمتر خدای تعالی در روز جزا که هیچ کس را یاوری جز عملش نیست نباشید.

 

لااقل از مردم عذرخواهی کنید

به نظر می آید ضرورت دارد که برخی از قانون گذاران و مجریان تا فرصت دارند به خاطر غفلت ها، ندانم کاری ها، سهل انگاری، فرافکنی ها، به هم پریدن ها، گردن هم انداختن ها و لجبازی هایشان تا مجبور نشده اند در مقابل مردم و تاریخ زانو بزنند و عفو و بخشش را التماس کنند، لااقل حالا به خاطر آن قانون هایی که لازم بوده اما ننوشته اید و کارهایی که ضروری بوده اما انجام نداده اند. از مردم صادقانه عذرخواهی کنند و برخی نیز کنار بروند و امور را به شایسته تر از خود واگذارند تا التیامی باشد بر زخم های اقتصادی جامعه، بحث طولانی برخی بی عدالتی ها از جمله اختصاص ارز مرجع به بعضی ها برای واردات خودرو های لوکس در چنین شرایطی و پرداخت پاداش های میلیاردی به برخی مدیران را به مجالی دیگر وا می گذارم.