این مطلب در روزنامه خراسان شماره:  ۱۹۳۵۷  – دو شنبه  ۲۹ شهریور  ۱۳۹۵  با عنوان یادداشت روز  به قلم  کورش شجاعی چاپ شده است

کورش شجاعی

مبارک ترین و سرنوشت سازترین روز هستی، بی گمان هنگامه بعثت نبی مکرم اسلام و برانگیخته شدن حضرتش از سوی حضرت رب العالمین برای هدایت و به سعادت رساندن انسان است.

خداوند حکیم چنین اراده فرمود که سلسله جلیله نبوت انبیاء الهی به وجود سراسر نور و برکتِ اعظم و اشرف پیامبران، حضرت مصطفی ختم شود و اگر چه با رحلت خاتم الانبیاء و مُهر شدن پرونده نبوت، پنجره های وحی الهی بسته شد اما آفریدگار هستی و لوح و قلم از سر لطف و کرم و به حکمت بالغه و مطلقه خود پنجره های هدایت را همچنان به روی اهل زمین و زمان گشوده نگاه داشت تا خلق در مسیر رسیدن به سعادت، حیران و سرگردان نباشند. بر این اساس فرمان خداوند رحمان و رحیم به حضرت خاتم النبیین برای ابلاغ وحی الهی (یا اَیُّها الرَّسولُ بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَیک مِن رَّبِّکَ و ان لّم تَفعَل فما بَلَّغتَ رِسالَتَه…) زیباترین و عالی ترین نماد و جلوه گشوده ماندن پنجره های هدایت الهی بعد از ختم نبوت، در قامت امامت و ولایت است – و چه فرمانی بود آن فرمان، از سوی پروردگار که ابلاغش توسط پیامبررحمه للعالمین به مردم معادل کل رسالت حضرتش برشمرده شد و ابلاغ نکردنش مساوی به انجام نرسیدن رسالت ۲۳ ساله – و چنین شد که مبارک ترین و سرنوشت سازترین واقعه هستی پس از بعثت انبیاء در واپسین سال عمر پربرکت آخرین پیامبر برگزیده الهی در غدیر خم رقم خورد و مشیت خداوند حکیم این بود که آخرین پیامبر برگزیده اش در بزرگ ترین اجتماع مسلمین در حجهالوداع در غدیرخم محل تلاقی و تجمع کاروان ها قبل از جدا شدن از یکدیگر، آن سرنوشت ساز پیام و امر الهی را به مردم ابلاغ کند پس عده ای از مردم منبری از جهاز شتران برآوردند، پیامبر دستور داد و درنگ کرد تا آنان که رفته اند بازگردند و آنان که از پی اند و هنوز نرسیده اند به غدیر برسند.

سپس پیامبر بر فراز آن منبر شد و خطبه خواند چه خطبه ای! خطبه ای که یادآوری و خلاصه و عصاره ایمان و معرفت و جریان نبوت و رسالت حضرتش بود و پس آن گاه حضرت ختمی مرتبت دست بزرگوار مردی را در دست مبارکش گرفت و بالا برد و در پیش چشم هزاران هزار مسلمان از حج برگشته فرمود: «مَن کنتُ مولاهُ فهذا علّیٌ مولاه» و به این ترتیب پیامبر عظیم الشأن اسلام با اجرای این فرمان الهی نه تنها تکلیف حاضران بلکه تکلیف امت اسلام و جهان بشریت را در همه زمان ها و مکان ها روشن کرد.

و چنین شد که از هنگامه آن ابلاغ و بیعت اصحاب و یاران و مردمان با امیرمومنان آن یگانه زمان بعد از پیامبر و «حلقه وصل» نبوت و امامت و ولایت، غدیر خم دیگر تنها یک برکه و نقطه ای از زمین نباشد بلکه به خاطر اجرا و ابلاغ آن فرمان الهی به اهل زمین و زمان که «اکمال دین» و «اتمام نعمت» حضرت رحمان را برای امت اسلام و جهان بشریت به ارمغان آورد، غدیر به زیباترین و پرشکوه ترین جلوه گشوده ماندن پنجره های هدایت الهی برای رساندن انسان به سعادت واقعی تبدیل شد و چشم عرشیان و فرشیان را تا آخرالزمان به نور و جلوه خود خیره کرد.

با این اوصاف پس روز غدیر نه تنها فقط عید سادات نیست بلکه حتی فقط عید به امامت و ولایت رسیدن امیر مومنان مولای متقیان علی(ع) هم نیست بلکه غدیر روز ابلاغ سرنوشت سازترین وحی الهی و به تصریح قرآن کریم در آیه سوم سوره مائده روز مأیوس شدن کفار و هنگامه اکمال دین و اتمام نعمت الهی و لحظه بی بدیل اعلام رضایت و پسند حضرت سبحان برای انتخاب اسلام به عنوان دین مردمان است و این مبارک و فرخنده عیدی است که خلاصه حکمت الهی در برانگیختن انبیاء و ارسال رُسُل و انزال و تنزیل وحی پس از ختم نبوت تعیین تکلیف و در قامت ولایت و امامت متجلی می شود و البته بدیهی است که احدی جز خالق هستی توان، شایستگی و اهلیت برگزیدن حلقه وصل نبوت و امامت و ولایت را ندارد و همان خالق حکیم بی همتا، مولا علی(ع) را به عنوان ادامه دهنده ولایت حضرت مصطفی و جانشین ایشان و سرسلسله امامت ائمه برگزید.

همان علی(ع) که اولین گرونده به اسلام و ایمان آورنده به آیین پاک و نورانی محمد(ص) بود، همان علی(ع) که در دامان پرمحبت پیامبر عزیز و عظیم الشأن اسلام با نفس های آن حبیب خدا نفس کشید و رشد کرد، همو که پیامبر او را همچون موسی که هارون را خلیفه خود برشمرد وصی و جانشین خود اعلام کرد با این تفاوت که فرمود بعد از من پیامبری نخواهد آمد.

همان علی(ع) که در شب خطر و آن گاه که عده ای از قریش قصد جان پیامبر را در بستر کردند (در لیله المبیت) به جای پیامبر در بستر آرمید تا جان فدای پیامبر خدا باشد، همان علی(ع) که اعلم، ازهد، اتقی، اعدل، افضل و اشجع مردمان عالم پس از پیامبر بود، همان علی(ع) که قرآن کریم می فرماید ولّی شما تنها خداوند، رسولش و کسانی از مومنین هستند که نماز برپا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند (آیه۵۵ سوره مائده).

همان علی(ع) که سپرش پشت نداشت و کننده در قلعه خیبر بود همان علی(ع) که سخنش نهج بلاغت و کلامش اوج حکمت است، همان علی(ع) که مطیع ترین بود نسبت به پیامبر خدا، و در فتوت و جوانمردی بی نظیر، همان علی(ع) که تنها کفّو زهرای اطهر حضرت صدیقه طاهره دخت و پاره تن رسول خدا(ص) بود و خانه اش تنها خانه ای بود که پیامبر اجازه داد در آن خانه به روی مسجد النبی باز بماند، همان علی(ع) که شمشیر از پی حق می زد، همان علی(ع) که شب ها نان و خرما برای گرسنگان و یتیمان کوفه بر دوش می کشید، همان علی(ع) که اجازه یافته بود بر شانه های مبارک حبیب خدا شود و بت های کعبه را فرو ریزد، همان علی(ع) که هیچ گاه بر پیامبر خدا سبقت نگرفت و در تبعیت از او عقب نیفتاد، همان علی(ع) که قهرمانان و جنگاوران بزرگ عرب از جمله عبدود را به خاک انداخت، اما پس از رحلت پیامبر(ص) در عین مظلومیت حریم خانه اش شکسته شد، اما او به خاطر ماندگاری آیین محمدی(ص) ذوالفقارش را از نیام برنکشید، همان علی(ع) که به خاطر اسلام ۲۵ سال خار در چشم و استخوان در گلو داشت، همان علی(ع) که تا صد سال قبر مطهرش پنهان بود و جاهلان تحت تأثیر معاویه ای که خلافت را به سلطنت بدل کرده بود، سبّش می کردند، همان علی(ع) که جان پیامبر(ص) بود و باب علم نبوی، همان علی(ع) که پیامبر فرمود من و علی پدران امتیم، همان علی(ع) که حضرت مصطفی فرمود: ذکر علی(ع) عبادت است.خدایا به برکت غدیر و به قدر غدیر، روا مدار که لحظه ای بین ما و پیامبر(ص) و قرآن و علی(ع) و اولاد طاهرینش فاصله و جدایی قرار گیرد.