این مطلب در روزنامه خراسان شماره: ۱۷۶۴۲ – دوشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۹ با عنوان سرمقاله به قلم مدیر مسئول کورش شجاعی چاپ شده است

این روزها بحث های جنجالی فراوانی درباره «ازدواج موقت» و «ازدواج مجدد» و مسائل مربوط به آن در جریان بررسی لایحه حمایت از خانواده در مجلس و به تبع آن در بین مردم مطرح شده است.
در این نوشته نه درباره اصل و متن این لایحه و نه درباره بندها و حاشیه های جنجالی آن، بحثی به میان خواهد آمد، و اما تنها اشاره به آن بهانه ای است برای طرح و یادآوری یک مسئله اساسی و بسیار مهم که گویی در میان مسائل گوناگون سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بسی مورد غفلت، بی توجهی و بی مهری قرار گرفته و آن موضوع «ازدواج جوانان» است که بی گمان یکی از اساسی ترین و امهات مسائل امروز جامعه و کشور است.
سوال اصلی این که آیا تاکنون مجموعه سیستم حکومتی کشور به مسئله مهم و تاثیرگذار ازدواج جوانان که بی گمان بر تمامی شئون اجتماعی، فرهنگی، ارزش ها و باورهای دینی جامعه تاثیرگذار است به عنوان یک اصل، مسئله و اولویت سرنوشت ساز نگاه کرده اند تا براساس چنین نگاهی به ضرورت طراحی، برنامه ریزی و اجرای سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های مبنایی، کارشناسانه و موثر برای کم کردن «موانع ازدواج» و به دنبال آن تسهیل ازدواج جوانان، باور علمی و عملی پیدا کنند؟
آیا به میزان وقت و هزینه ای که تاکنون صرف ارائه و بررسی لایحه حمایت از خانواده -که به جای خود شاید مهم و ضروری باشد – شده است مجموعه دولت و نمایندگان مجلس شورای اسلامی به طور مبنایی و متمرکز و با نگاه استراتژیک موضوع اساسی ازدواج جوانان را مورد بررسی کارشناسانه قرار داده اند؟ البته باید به خاطر داشت که مجلس چند سال پیش قانونی تحت عنوان «قانون تسهیل ازدواج جوانان» به تصویب رساند اما دولت تاکنون به دلایل نامعلومی از اجرای آن خودداری کرده و در نتیجه نقاط قوت و ضعف این قانون اجرا نشده نیز نامشخص مانده است.
آیا با وجود مسائل ، عوارض و پیامدهای نامطلوبی که بالا رفتن سن ازدواج بر جامعه می گذارد، دولت و مجلس نمی بایست تاکنون با کمک یکدیگر و با استفاده از دیدگاه ها و نظرات جامعه شناسان ، کارشناسان امور دینی ، روان شناسان و مشاوران امور تربیتی و خانواده و همچنین استفاده از نظرات کارشناسان مستقل اقتصادی، و سازمان های مربوطه، ترکیب یا تشکلی موثر را سامان می دادند که برای رفع موانع و کمک به تسهیل ازدواج جوانان راه کارهای علمی و مبنایی و البته اجرایی ارائه کند.
در ساختار فعلی دولت، قرار بوده است که سازمان ملی جوانان و شورای عالی جوانان این نقش را ایفا کنند اما یا به دلیل ناتوانی های این نهادها و یا به دلیل عدم همراهی دیگر بخش های دولت با این مجموعه ها و یا به هردو دلیل این نهادها نتوانسته اند نقش خود را خوب ایفا کنند.
درچنین شرایطی کیست که نداند و قبول نداشته باشد که امروز در همه نقاط دنیا و همچنین کشور ما به دلایل گوناگون از جمله گسترش وسایل ارتباط جمعی و تکثر انواع و اقسام رسانه ها و وسایل ارتباطی، تغییر برخی آداب و رسوم زندگی خصوصا در بین جامعه شهری و دلایل دیگری مثل تغییر رژیم غذایی، جوانان بسیار زودتر از دهه های گذشته به بلوغ و حتی «بلوغ زودرس» می رسند و این در حالی است که متاسفانه امکان ازدواج و تشکیل زندگی ، آسان نشده بلکه روز به روز پیچیده تر و سخت تر می شود.
کیست که نداند افزایش سن و بالارفتن سن ازدواج، علاوه بر تبعات و دیگر مسائلی که معمولا به دنبال دارد، موجب از دست رفتن فرصت ها، بالا رفتن توقعات، درگیر شدن با توهمات و رنگ پاییزی گرفتن بهار جوانی و نشاط و طراوت و شادابی و هنگامه جوانی می شود! هر موجودی فصل و هنگامه ای برای رشد و رویش، رستن و روییدن و گل دادن و رسیدن و به ثمر نشستن و محبت و عشق ورزیدن ، عاشق شدن، دوست داشتن و دوست داشته شدن دارد و انسان این اشرف مخلوقات و جوان این پرآرزوترین و پر انرژی ترین و آماده ترین انسان ها برای قدم در راه گذاشتن و به کمال و سعادت رسیدن، و این موجود پیچیده و هنوز ناشناخته به عنوان یک انسان در اوج خواستن های متعدد و گوناگون همانند دیگر افراد جامعه بلکه بیشتر از دیگران به یک دوست خوب، یار مهربان، همدم همزبان، انیس و مونس شیرین سکنات، و شریک همیشگی زندگی و همسری هم دل ، وفادار و دوست داشتنی برای رسیدن به کمال و سعادت نیاز دارد.
کیست که نداند ازدواج های دیرهنگام می تواند پیامدها و تبعات نامطلوب و حتی در درازمدت دافعه هایی را جایگزین جاذبه های یک زندگی جذاب و شیرین کند، کیست که نداند، ازدواج دیرهنگام و به دنبال آن دیر فرزنددار شدن و پدید آمدن فاصله سنی زیاد بین پدر و مادر و فرزندان، بی گمان در ایجاد فاصله نسلی و کاهش درک متقابل والدین و فرزندان و به تبع آن مشکلات گوناگون می شود.
کیست که نداند گاه بالا رفتن سن موجب می شود فرد اساسا خود را از انتخاب همسر و تشکیل خانواده محروم کند و تحمل زندگی مجردی را بر خویش تحمیل کند.
بنابراین اگر پدران و مادران و خود جوانان بیش ازاین همت و توکل نکنند و از همه مهمتر سیاست گذاری و برنامه ریزی های اصولی و مبنایی و جهت گیری اساسی دولت و مجلس بر مبنای تسهیل ازدواج جوانان و کم کردن موانع این امر مهم نباشد، بی گمان فرصت برخورداری کشور از جمعیت جوان، به تهدیدی جدی بدل خواهد شد که مشکلات و مصائب فراوان آن نه تنها گریبان نسل امروز بلکه گریبان نسل های آینده را نیز خواهد گرفت، و معلوم نیست که آن موقع ودرآن شرایط چه کسانی و کدامین مسئولان توان پاسخ گویی در قبال مردم و خدای مردم را خواهند داشت!
پس درشرایط حساس فعلی لااقل می توان توقعات را کم و توکل را بیشتر کرد، می توان همه زندگی را درمادیات واقتصاد ندیدوخلاصه نکرد، پدران و مادران نیزکه البته باید بسیار دقیق و دوراندیش باشند می توانند و باید بسیار سخت گیر نباشند!
آدم های نیک اندیش نیز می توانند در معرفی خانواده هایی که پسران شایسته و آماده تشکیل خانواده و همچنین دختران شایسته و دم بخت دارند، دستی داشته باشند و سهم ونقشی انسانی و مومنانه در وصلت و ازدواج جوانان و تشکیل خانواده های جدید و نورسته داشته باشند.
سیستم آموزشی نیز می تواند و باید جوانان را به موقع و براساس اصول علمی و باورهای دینی به ازدواج به هنگام والبته آگاهانه وعاقلانه وتشکیل خانواده ترغیب و تشویق کند.
دولت و مجلس نیز می توانند لااقل به اندازه ای که برای ارائه وبررسی لایحه حمایت از خانواده وبندهای ازدواج مجدد وموقت ،وقت و هزینه صرف می کنند،برای طراحی واجرای برنامه های اصولی ومبنایی تسهیل ازدواج جوانان وقت وهزینه صرف کنند.
دولت می تواند میزان وام ازدواج را افزایش دهد و شرایط اخذ آن را نیز آسان تر کند حتی شاید بتواند به جای واریز یک میلیون تومان به حساب نوزادان، وام های ازدواج قرض الحسنه طولانی مدت یا حتی بلاعوض برای زوج های جوان در نظر بگیرد.
دولت همچنین می تواند با برنامه ریزی ،برای زوج های جوان سرپناهی استیجاری بااجاره بهایی مناسب در طرح مسکن مهر یا طرح های شبیه آن در نظر بگیرد، و خلاصه می توان و باید فکری اساسی و طرح و اقدامی مبنایی و عزمی خداپسندانه برای برپایی آشیانه های عشق و محبت و تسهیل ازدواج جوانان نجیب و پاکدامن ایران عزیز به سامان رساند تا جوانان و جامعه ایرانی با سرعت و امنیت خاطروآسودگی هر چه بیشتر به سمت کمال و سعادت گام بردارد.