این مطلب در روزنامه خراسان شماره: ۱۸۲۹۶ – چهارشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۱ با عنوان «بدون موضوع» به قلم کورش شجاعی چاپ شده است

حاج محمد که مردی مهربان و باعاطفه است این روزها پنجاه ساله شده است. دیروز عصر پس از چند هفته ای او را دیدم گرچه معمولاً تلاش می کند مواقعی که غمی دارد و غصه ای بر دلش سنگینی می کند به رو نیاورد و چهره اش چیزی نشان ندهد اما من که رفیق چندین ساله او هستم از چشم های نمناک و کمی سرخ شده اش متوجه شدم که باز خبری است!آن قدر پرسیدم که مجبور شد پاسخم را بدهد. القصه محمدآقا گفت: بعدازظهر برای خرید آجیل شب یلدا به یکی از مغازه های آجیل فروشی مراجعه کردم مشغول خرید بودم که جوانی به اتفاق همسرش وارد مغازه شد و به سمت یکی از سینی هایی که آجیل شب یلدا را در آن ریخته بودند اشاره کرد و به صاحب مغازه گفت: پنج تومان از این آجیل به من بدهید.
صاحب مغازه پرسید: پنج کیلو؟ جوان گفت: آقا پنج تومن، نه پنج کیلو!دلم هری ریخت پایین، پنج تومان آجیل، به قیمتی که این آجیل فروشی تقریباً منصف زده بود فقط می شد ۲۵۰گرم آجیل!!حاج محمد که بغض گلویش را به شدت می فشرد، ادامه داد: فلانی در آن لحظه با خودم گفتم درست است که خیلی ها در این شب ها می توانند بهترین میوه، شیرینی و آجیل را حتی بدون این که قیمتش را بپرسند بخرند و به خانه هایشان ببرند اما امثال این جوان و همسرش و آدم هایی که برای چنین شب هایی توان خرید نه آجیل و شیرینی بلکه حتی چند کیلو میوه را ندارند نیز کم نیستند!حاج محمد این حرف ها را گفت و ادامه داد: معلوم نیست این شب ها آدم هایی مثل من که دستشان به دهانشان می رسد برای آن ها که آهی در بساط ندارند چه کار می کنند؟!
شب یلدای ما کجا و شب یلدای برخی از آدم هایی که حتی پولی برای خریدن کفشی مناسب برای بچه هایشان که پاهایشان را از یخ زدن در این سرمای زمستان محافظت کند ندارند کجا؟یلدای خیلی ها کجا و یلدای تلخ و طولانی برخی از هموطنانمان در گوشه گوشه برخی شهرها و روستاها که بر سفره هاشان نه آجیل و شیرینی های آنچنانی بلکه حتی غذایی گرم و مطبوع وجود ندارد کجا؟حاج محمد گفت: فلانی حالا که برخی از مسئولان گویی اساساً به در بی خیالی زده اند و انگار نه انگار که برخی بازنشسته ها و برخی خانواده ها برای تهیه ابتدایی ترین مایحتاج زندگی خود روزهای سختی را می گذرانند، درست نیست که ما هم تنها به فکر خود و خانواده خود و یلداهای گرم و خوش و شیرین خود باشیم.لااقل هر کدام از ما می توانیم به حکم انسانیت، وجدان، اخلاق، مروت و دین داری این شب ها با سرکشی و رسیدگی به چند خانواده، یلدای دائم فقر و تلخ و تاریکشان را برای یک شب هم که شده از خانه هاشان دور و بیرون کنیم.
محمدآقا هم مرد اشک است و هم مرد عمل و هم مرد گرم و شیرین کردن زندگی دیگران؛ من و شما و برخی مسئولان چطور!؟